بی بی من !



خیلی عجیبه که امشب شب جمعه  اس و من یاد خانوم مسن همسایمون افتادم  که دو سال پیش فوت شد 

این همسایه ی ما ادمای فوقالعاده ین و ما همیشه باهاشون رفت و امد داشتیم وقتی بچه بودم با مامانم زیاد میرفتم خونشون وبهش میگفتم من سه تا مامانبزرگ دارم تو بهترین مامانبزرگ دنیایی!

وقتی دانشجو بودم مامانم همش میگفت یه روز که اومدی خونه با هم بریم ببینیمش و من میگفتم حتما بریم !

و یه روز که از شهر دانشگاهی با چمدونم داشتم میومدم دیدم رو دیوار خونشون پارچه سیاه زدن و همونجا دهنم باز شد از تعجب اصلا شوک شدم 

الانم ناراحتم حتی مراسمش هم شرکت نکردم 

هیچ کس نمیدون من انقدر دوسش داشتم که الان دارم گریه میکنم براش ...حتی نمیدونم قبرش کجاست که یه پنجشنبه یواشکی برم ببینمش 

دلم برات تنگ شده بی بی 

برام دعا کن 

دوستت دارم خیلی بیشتر از قبل!


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها